|
قصه اين دو تا كه يادتون هست آخ آخ آخ آخ از دست اين روباه لعنتي طفلكي زاغك بيچاره اي بابا بازم به زاغكاي قديم قديما كلي روباهه بايد پاچه خواري مي كرد و از بال و پر و سر و گردن و آوازو وووووو تعريف مي كرد تا زاغكه سوتي بده و بقيه داستان اما حالا چي زاغكاي امروزي هنوز آقا روباهه حرف نزده دهان گشودند و گند زدند به همه چي واسه همينه كه شايد اين قصه جالبو از كتاب فارسي حذف كنند آخه ديگه تو اين زمونه واسه يه زاغك سياه اين همه داستان و پاچه خواري كردن نامفهومه
|